آقای رئیس جمهور
سلام
شما کجای تاریخ را سراغ دارید که مردم ما از حملات ، لطمات و یورش دشمن به خود لرزیده باشند. حتی آن زمان که توزیع نفت در شهر های ما مخاطراتی داشت، به خود نلرزیدند.
اما آن زمان که معاهداتی از قبیل ترکمن چای و 1919 و ... بسته شد، لرزیدند.
شاید از کشف حجاب نلرزیدند و تمام قد در گرماگرم مبارزه ایستادند. اما در جریان کاپیتالاسیون و واگذاری حق قضاوت کنسولی لرزیدند و با رهبری امام دلگرم شدند.
از کشته شدن ها و زخمی شدن به دست ایادی دشمن هرگز نلرزیدند. جانانه از کیان مملکت خویش دفاع کردند و باز نلرزیدند.
اگر می لرزند ، گرمای اعتماد می خواهند ، اعتدال در سخن می خواهند، تدبیر در گفتار هم می خواهند. و امید به این که بزرگانشان خادمشان باشند و نه آتش بیار برای گرم کردنشان. که سید القوم خادمهم
اگر می لرزند به خاطر آنست که چشمشان به لبهای رهبرشان است که فرمود: من به مذاکرات خوش بین نیستم . پس اینها به دنبال آقا هستند که می لرزند.
این لرزیدن به سبب آن نیست که ما از تعامل هراس داریم ! نه ! ما از روباه صفتانی هراس داریم که هر چه قدر کوتاه بیاییم باز جلو تر می آیند.
اگر دسته ای می لزرند ، جهنم نمی خواهند . و اگر جهنمی شوند: الناس علی دین ملوکهم
چرا فقط طیف مقابل شما بی سوادند و بی شناسنامه و ... !؟
این لرزیدن از هراس و سرما و ترس نیست. این لزرش غیرت دینی در قلوب است که :
إنما المؤمنون الذین إذا ذکر الله وجلت قلوبهم وإذا تلیت علیهم آیاته زادتهم إیمانا وعلى ربهم یتوکلون.
مؤمنان، همان کسانی اند که چون خدا یاد شود دلهایشان بترسد، و چون آیات او بر آنان خوانده شود بر ایمانشان بیفزاید، و بر پروردگار خود توکّل می کنند . آیه دوم از سوره مبارکه انفال
برچسب ها : شهر ,
