سفارش تبلیغ
خرید بلیط هواپیما، خرید و رزرو اینترنتی ، چارتر، سامتیک
پنـ5ـج دری
تاریخ : جمعه 95/6/12 ساعت 10:50 ص توسط : کریم ضیایی


رمضان سال 82 بود که خواب دیدم در یه راهپیمایی بزرگ همه عکس حاج آقا رو سر دست می برند.

به عقل ناقصم تعبیر کردم امسال روز قدس حاج آقا رو از دست می دهیم. حضرت والد رو آماده کردم تا در همون شب های ماه مبارک به دیدن حاج آقا بریم. رفتیم ، حاج آقا سر صحبت را باز کردند که باید دست و آستین بالا بزنید براش. من تو فکر چی بوم و حاج آقا چی.

هنوز دو ماه نشده بود ، درست در ایام عزیمت حجاج به سفر حج ، که مردم شهرم به اندازه جمعیت راهپیمایی روز قدس در تشییع پیکر حاج آقا شرکت کردند.



 

امسال روضه ها مصادف با سالگرد عروج ایشون شده. یادگاری که در این گنبد دوار بماند. تنها دلخوشی ما برای نوکری

پ ن: مدتی است به برخی از دوستان قول داده ام زندگی نامه ای بنویسم از مرحوم خادم الحسین حاج محمد حسن ضیایی. در چند پیچ تاریخی مانده ام . بزودی تمام می شود. ان شاء الله 






      
تاریخ : یکشنبه 95/5/3 ساعت 4:9 ع توسط : کریم ضیایی

 

حرفشون اینه : پولش رو می دیم. از جیب کسی که نمیره. اینهمه خوردن این یه ذره به ما می رسه. اگه می تونی برو به اونا که برداشتن رفتن اون ور آب گیر بده!!!

غافل از اینکه قرآن این دسته را برادران شیطان می داند. ان المبذرین کانوا اخوان الشیاطین (اسراء27)

تو خیلی از کوچه ها هنوز هم که رد می شی می بینی خونه هایی که آب را برای شستشوی حیاط و ماشین و ... بی مهابا باز می کنند و رها می کنند وسط کوچه.

از جمله کوچه هایی که هر وقت ازش رد می شیم و حتما آب وسط کوچه جریان داره این عکسه.



 

عاقل برادر شیطان نمیشود!! 

آیا جریمه ای برای این دسته در نظر گرفته نمی شه؟! بازرسی ماموری نیست که گزارش بده . باید به کجا بگیم؟؟؟

 





      
تاریخ : سه شنبه 95/4/22 ساعت 12:15 ع توسط : کریم ضیایی

با وجود اینکه در تبلیغات انتخاباتی خانم نماینده حضور پر رنگ بانوان را می دیدیم، اما متاسفانه خانم نماینده محترم ترجیح دادند در مجامع مردانه حضور رسانه ای داشته باشند. در جشنهای هیئات ، محافل مذهبی، راهپیمایی روز قدس و ... .

جالب اینکه ایشان دیگر مسئولین خانم را هم با خود همراه کرد و دوشادوش مردان در راهپیمایی روز قدس شرکت کردند.



 

اما نه در راهپیمایی روز عفاف و حجاب و نه در سایر مجامع قرآنی و مذهبی شهر که محافلی مخصوص بانوان بود، نه ایشان و نه هیچ کدام از مسئولین خانم شهر را ندیدم و یا شاید رسانه ای نشدند.

شایسته است ایشان به عنوان یک شخصیت حقوقی که نماینده بانوان هم هست به این نکته اهمیت بیشتری بدهد و در محافل عمومی که لااقل قسمت زنانه هم دارد در میان بانوان شرکت کنند که خدای ناکرده موجب سرخوردگی جمعیت نسوان نیز نگردد و دلسرد از انتخابشان نشوند.

خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل


 

پی نوشت: یکی از دوستان در تماسی گفت با وجود حضور جمعی از بانوان در جلسه افطاری اصناف ، سرکار خانم ترجیح دادند در بین آقایان افطار میل کند... لابد ما نمی فهمیم!!!





      
تاریخ : شنبه 95/4/12 ساعت 11:43 ص توسط : کریم ضیایی

برای رسیدن به خدا راه های زیادی هست. یکی از اون راه ها هم حضور آقای فرماندار در جلسه احیاء کنار استخر سرپوشیده  است.


جهت توضیح، از اعمال احیاء: شب زنده دارى به نماز دعا و استغفار و درخواست از خدا و بیتوته [شب زنده دارى] در مسجد.





      
تاریخ : پنج شنبه 94/8/21 ساعت 10:35 ص توسط : کریم ضیایی

استادی می گفت: روزگاری عالم زاهدی محور مراجعات مردمی بود و قطب دسته ای از جماعت متدینین. از قضا عالم فوت شد . فرزندی داشت از همه عوالم بی خبر اما جسور و حاضر جواب. عالم زاده بر جایگاه پدر تکیه زد و دستاری بر سر نهاد و به وعظ و خطابه پرداخت. عده ای از مریدان که رفتار سابق او را می دانستند و بی سوادی وی بر آنها محرز بود، از او پرسیدند : تو کی درس خواندی و در محضر پدر کسب فیض کردی که ما تورا ندیدیم و یا زانوی ادب در پیشگاه کدام استاد ساییدی؟ آقازاده ی حاضر جواب گفت: که این معروف را نشنیده اید که ولد العالم نصف العالم که این خود نیمی از علم است در دارایی من . و نیم دیگر را در گفتن «نمی دانم» یافتم که می فرمایند: لا ادری نصف العلم. این دو نصف را در خود یافتم پس خود را عالمی دیدم که می تواند بر جای پدر تکیه زند.

امروز این مثل قدیمی در بعضی از صاحبان مناصب فرهنگی ما مصداق دارد: که جواب نمی دانند و تکیه کلامی که از گفتار علما یافته اند را باهم به خورد همه می دهند  و خیلی راحت و بدون دغدغه، نیامدن عده ای دردمند را در نمایشگاهی ثلمه نمی دانند. حتی خواندن زنها هم این روزها در نظر آقایان ثلمه به اسلام نیست .

شاید از من که در این امر تخصصی ندارم و یا حتی از دور هم مشکلات صنف خبرنگار و مطبوعاتی و خبرگزاری ها را هم نمی دانم، سخن در این مورد ناسزا باشد، اما در روزگاری که هر کسی در غیر تخصصش سخن می راند و پا در کفش دیگری می کند ، آن هم از باب «نخوردم نان گندم ! اما دیدم دست مردم!» نکاتی را بیان می کنم.

عجیب است در زمانه ای که همه دم از عقل می زنند و عقلا را گرد هم می آورند و دم از تدبیر می زنند . باید گرد هم بیایند و و تدبیری کنند و مشکل را برطرف کنند ، نه اینکه بگویند حتما نمی خواسته اند بیایند و حالا هم که نیامده اند ثلمه ای (ضربه   ; لطمه) به اسلام نمی خورد.

البته ما را با این بازیها کاری نیست . غرضم درد دلی از باب مطبوعاتی بود. خدا به داد دلشان برسد. کلی وقت می گذارند : جلسه می روند ، از صبح علی الطلوع پشت در بسته می ایستند ، تا شاید راهشان بدهند یانه . از تیر برق بالا بروند و عکس بگیرند . دنبال مسئول بدوند و خلاصه سختی فراوان ... که خبر تایپ شود، ویرایش شود ،  تایید شود ، منتشر شود و ساعاتی بعد از انتشار، از اداره متبوع امر برسد که چرا منتشر شده است و علی رغم توجه مردم و نظرات متعدد باید از انتشار خارج شود . که رئیس اداره ای که حرف زده است، جایی به ما نان قرض داد و ما اکنون برای او باید جبران کنیم. و صدای هیس !!

و یا صبح یک روز پاییزی خیلی قشنگ در یک جمع صمیمی بیش از صد نفر یا بیشتر ، لابلای کوههای سر به فلک کشیده ، پا به پای دو چرخه سواران دختر و پسر ، با سختی فراوان عکسهای زیادی بگیرند از کلاه بسر های مسئول و دست گردن انداختن جمعیت نسوان و دسته ای شورت پوشیده پسر . مطلب را برسانند برای انتشار و بعد باز تماس از بالا و خروج از صف انتشار.

این دو مصداق ، گوشه ای از سختی های این جمعیت است . حالا اگر شما باشید و این همه درد سر و بعد نتیجه کارتان با یک دستور سانسور شود ، شما در نمایشگاه مطبوعات شرکت می کنید .

آیا مسئولین ما به کار خودشان شک دارند.  نمیدانم ایشان قبل از برگزاری این برنامه ها فکری هم می کنند و یا فقط دهان باز می کنند و دستور می دهند.

به فرمایش رهبری عزیز کار فرهنگی که کنسرت و اردوی مختلط نیست.

آقایان مسئول!

بر حرف ها و اعمالتان پافشاری کنید. و بر رفتارتان عذرخواهی نمایید. فقط  ایمان به این آیه مرا وادار می کند که بگویم از سانسور به جایی نمی رسید . خدا خودش شما را می ترساند نه نامه ها و رفتار دیگران با شما.

رویه تان را درست کنید:

یَوْمَ تَجِدُ کُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُّحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِن سُوَءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَیْنَهَا وَبَیْنَهُ أَمَدًا بَعِیدًا وَیُحَذِّرُکُمُ اللّهُ نَفْسَهُ وَاللّهُ رَؤُوفُ بِالْعِبَادِ (آل عمران -30)

روزی که هر کس کارهای نیک و کارهای بد خود را در برابر خود حاضر بیند،، آرزو کند که ای کاش میان او و کردار بدش فاصله ای بزرگ بود خداوندشما را از خودش می ترساند و خدا به بندگانش مهربان است

با عرض پوزش از بینندگان قسمتی از تلاش سانسور شده را در ادامه مطلب ببینید:

ادامه مطلب...



      
   1   2   3   4   5   >>   >